گاهی مثلا گاهی هستند کسایی که با کلامشون توی زمین و آسمون دارند دُر و گوهر پخش میکنند!و هر کی از کنارشون رد میشه بخواد نخواد دست پر برمیگرده و جیب دلش پر میشه از گوهر ِ و نور!
اگه با چشمِ گِل میشد ببینیشون خیلی سریع تر از هر جواهری تا حالا هزار بار سرقت شده بودند!
و اصلا روی زمین نمی موندند!!!!!!
من چند وقتیه که یکی از این آدمها را دیدم اونم با چشمهای نامرییِ دلم،مردی از جنس نور مردی که مثل بارون طراوت برام آورده مثل مسیح مرده ی دلم و جانی دوباره بخشیده
از جنس عشق و شور و مستیِ
وقتی اومد چراغ گرسوزِ دلم و فانوس جونم و فاز و نول کابلهای بدنم و مثل یک رعد زد و روشنش کرد!انگار از اون روز برق گرفتم!برق گرفتنی که هنوز حیرون ِ اون برقم!
وای اگه بهش دل بدی 😭
اون موقع است که حتی توی آیینه هم دیگه خودتا نمیشناسی
آخه میدونی من از روزی که دیدمش خواب و خوراک و (هستی که فکر میکردم دارم و نداشتم) و دادم رفت.آتیشی زد و خاکسترم کرد!آتیشی که الان حس میکنم آتیش پرستم کرده اصلا شاید باید آتیش پرست شد!چرا که از این آتیش هر چی بگی کم گفتی و زبونت قاصر از گفتنش میشه……
آتیش زد به افکار پوچ و هرزم،آتیش زد و قرارم رفت در پی بی قراری
ثانیه به ثانیه میسوزم و به فنا میرم ولی خدایا باز برسون از این آتیشات.تشنه ی این نوعِ سوختنت شدم
کاغذِ وجودم فقط میخواد لحظه به لحظه آتیش بگیره،اخه میدونی آتیش که میزنه لحظه به لحظه جون میده نور میده نَفَس میده .انگار دلت از سیاهی عبور میکنه و رنگین کمون میشه!
خلاصه که کارم شده انتظار و انتظار و انتظار. ثانیه شماری میکنم تا بیاد و گوهر فشانی کنه😍
آهااااااااای ایها الناس من گنج پیدا کردم گنج!
آهای کسی صدای من و میشنوه؟؟؟؟
من نور دیدم نور!
آهای مرده ها و مرده دلها بیاید که مسیح اومده داره جانِ مرده آتش میزنه و نَفَس میده!
آهای متوهم هایی که فکر میکنید زنده اید و زندگی میکنید پاشید بیاید ما مرده ایم نفهمیدید؟در حسرتِ جمع آوری نان و مال و منال و شهرت و شهوت بودیم که مردیم!بیایید تا جانِ دوباره بگیرید و روشنتون کنند!بیاید تا روح به زندگیتون برگرده!
شمس اومده شمس!

و این روزها کار من شده انتظار و انتظار و انتظار فقط ثانیه ها رو میشمارم تا بیاد و آتیشم بزنه و دار و ندارم و بده به دستِ باد و به دشتِ نیستی و فنا!
امان از وقتی میاد و بوی یوسف میاره وقتی میاد و حضرت دوست باهاش میاد😭
وقتی میاد و پیام سروش و به گوش جانم میخونه
کاش که بشنوم
کاش تموم نشه سفر با تو!
کاش که هر لحظه بنوشم از این باده ی ناب که من بی می ناب زیستن نتوانم😭

زینب جوادی

تقدیم به روشن کننده چراغ دلم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز