چند شبی هست که از هر موضوعی میخوام بنویسم ،موفق نمیشم،
قلم در دستانم نمیرقصه و همین موضوع داره من را آزار میده،و سوهان روحم شده!
نوشتن از ناتوانی در نوشتن هم فکر جالبی بود که یکی از دوستانم چند شب پیش به من ایده داد

گفت: بنویس مثلا از همین ناتوانی در نوشتن،از همین نتوانستن ها!!! و نشدن ها
آخه خیلی سخته ،که دلت بخواد بنویسی ولی ندونی از  کی و از چی  بنویسی،گاهی اوقات نمیدونی چه موضوعیِ که داره قلبت را منفجر میکنه که روی کاغذ بیاد،نمیدونم شاید نداشتن تمرکز توی این روزها باعث شده چنین فشاری را تحمل کنم
شاید هم ،خیلی سر خودم را شلوغ کردم و نمیتونم بنویسم
خلاصه که چند روزی هست که این نوشتن،برام معضلی شده ،
وقتهایی که با این مشکل رو به رو میشم ،احساس میکنم از خودم دور شدم و پذیرش این حال برام عجیب سخته،
آخه من عاشق نوشتنم و وقتی میبینم نمیتونم بنویسم ،عین کلافِ در هم میپیچم به خودم،از این شاخه به اون شاخه میپرم تا شاید اون متنی که میخوام بنویسم را بتونم روی ورق بیارم و سهم انسانیم را به اون کاغذ افتاده کنار اتاق خوابم بدم،(خارج از شوخی باید یک روز یک عکس از اتاق خوابم براتون بگذارم که یک خورده بخندید ، اتاقم پر از ورقهای پاره ست و انواع کتاب دور تختم ریخته،که هیچ سنخیتی هم‌بهم ندارند از روانشناسی گرفته تا مذهبی و کتابهای شعر و عرفانی،و حتی کتابهایی از  ماوراالطبیعه و …
انگار اصلا نمیدونم چی میخوام و چی دوست دارم، از هر گونه مطلبی خوشم میاد اگر موضوع جدیدی باشه که نگو و نپرس.

گویا سلیقه ی کتابی من  هم مثل سلیقه و علاقه ام به خوراکی ها و غذاهاست،جالبه بدونید که هیچ غذایی هم نیست که دوست نداشته باشم و نخورم،کلا از ذهن گرفته تا اتاق و سلیقه ی غذایی و کتابی و نوشتن و سایتم همه شلوغ ،پلوغ و درهمِ😂)
بگذریم ،دوباره بیاییم،
سر همین قضیه ی نوشتن،
نوشتن واقعا کمک میکنه به نزدیک شدن به خودمون
(جدیدا به این موضوع رسیدم)

تجربه ی نابیِ ،اون هم برای من ،که خیلی وقته عاشق مباحث خودشناسی بودم و هستم و تازه با این راه کار آشنا شدم ،به شما توصیه میکنم برای اینکه به خودتون نزدیک بشید حتما حتما بنویسید،حتی اگه مثل امشبِ من، نوشتن تون نمیاد، باز هم شروع کنید  ،گاهی  با خط خطی کردن ورق ها،و کاغذ باطله ها شروع کنید،

سعی کنید
از هر جایی ایده بگیرید،به طور مثال، گاهی کتابی را باز کنید و شروع به خواندش کنید،همون موقع است که مطالب کتاب، کمکتون میکنه و ایده میده به نوشتنتون،گاهی هم ،توی کانال های تلگرامی بچرخید،تا بالاخره از یک موضوعی خوشتون بیاد و اون موضوع بهتون چشمک بزنه که بیا و از من بنویس(بالاخره،این فضای مجازی باید به یک دردی بخوره دیگه)،تازه با پیاده روی توی فضای آزاد هم کلی ایده به ذهنتون میرسه

فقط کافیه دلتون بخواد که بنویسید اون موقع است که کائنات هزار و یک راهکار براتون میچینه تا به آرزوها و آرمان هاتون برسید،ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار میشند تا تو بتونی بنویسی (انگار کائنات هم عاشق نوشتن و نویسندگیِ)و حمایت کننده ی ماست ،البته اگر واقعا و قلبا چیزی را بخواهیم

دقیقامثل امشب من که ایده ی ناتوانی در نوشتن را از طریق دوستی به من هدیه  داد و کمک کرد در چالش نوشتن شرکت کنم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

طراحی و پشتیبانی : آسان پرداز